کمی جرات برای یک سکس خوب

اینقدر در رختخواب به خودم غلطیدم تا اجازه خودم رو از خودم گرفتم
چه شبها که در خیالش ارضا نشده بودم
چه شبها که منتظر فردا شدم
ولی تصمیم تصمیم اخر بود
برای شبی پر هیاهو خودم را اماده کرده بودم
تاریکی شب آمد همه چیز اماده بود
مشروب ، غذا ،هوای تاریک
از همه چیز مهمتر حس خوب زنانه
دوست داشتنی ترین لباس ، شیو کرده
صدای پایش را پشت در حس کردم تپش قلب گرفتم
باز به خود امدم تصمیمی سخت در انتظار شب رویایی با هوس در را باز کردم
آنچه من میخواستم بود مردی هیکل دار کمی شکم ، تیپی جانانه ، بوی خوب
اخ خود علی بود . سیبیلش حس مردانگی خوبی داشت و جنسی قویتر
دستش را گرفتم کمی سرد بود دو دستم را روی دستش گزاشتم کمی نوازش کردم و بوسیدم .
بغلم کرد مرا بوسید چقدر عوض شدی ترانه فقط میشینیدم به قربانم میرفت مثل یک کودک ارام بودم انقدر زیبا مرا میبوسید و نوازش میکرد که گمشدم درونش و به هیچ چیز جز او فکر نمی‌کردم ایکاش زودتر تصمیم میگرفتم از میزبانی غافل شدم یک لحظه گفتم علی جون مشروب یا ………
با صدایی خس دار گفت مشروب
پیک به پیک
جرعه به جرعه عشق به عشق فدای هم میرفتیم
کمی جرأت واسه یک سکس خوب میخواستم
لحظه به لحظه منتظر بودم . دستش روی پاهام بود
دامن ابی چاک دارم رو بطور ماهرانه ای به بالا دادم تا سفیدی رونهامو ببینه
سخت بود که‌ زودتر شروع کنم ولی دوست داشتم مثل درون رویاهام اون به من حمله کنه
ولی حقیقت نزدیک بود درونم آتیش شعله ور بود پاهام با دستانش نوازش میشد .
گرم گرم کمی عرق کرده بود چشمامو بستم به مبل تکیه کرده بودم بازو هام ، زیر گردنم کمی از سینه های عریانم در عموم چشمانش بود زیر تاریکی چشمانم نفسش را حس میکردم کمی سردم شده بود لحظه ای چیزی حس نمی‌کردم زیر چشمی نگاه کردم
چیزی که مانع یک سکس خوب بود رو از خودش دور میکرد لباسهاشو به روی مبل پرت کرد و مرا در آغوش بدنی گرم خواند زیر گوشم زمزمه ای از عشق بود مرا بسوی بستری گرم برد .

فراتر از میلم بود . اشتیاقم زبانه کشید
علی منو سیراب خودت کن
بلوز سفیدم رو باز کردم سوتین مشکی خود به خود نمایان شد به زانو در امدم با کلی بوسه
به پیشواز مردانگی علی رفتم
اری کیر . کیری سبزه دراز
طاقتم به سر اومد ( به قول ایرج میرزا اری کیر است چیز خوش خوراک است که از عشق او کس سینه چاک است )
به وله آمده بودم با زبانم خیس خیس با لبانم بازی بازی
فقط به خودم فکر میکردم به اوج لذت رسیده بودم با موهام بازی میکرد هر چند لحظه ای سرم را فشار میداد سیر نمیشدم زبانم خسته شده بود ولی لبانم نه
دیگر خبری از قرمزی لبانم نبود هر چه از زنانه بودن بلد بودم با کلی عشوه پیاده کردم
آه میکشید پشت سر هم
چراغ را خاموش کرد با نور کم به پیشوازم امد دامنم را کشید حس گرم کیرش را بین پاهام حس میکردم زبانم خسته بود از بس که گفتم کیر میخوام بدن عریانم نیمه تاریک بود دیگر او را نمیدیدم فقط حس شهوت ، اتاق تاریک و التماسهای من دست گرمش را بین پاهام میکشید شورتم را تا زانو به پایین کشید
دیگر بنده رام او شدم با اشاره او برگشتم مثل حیوانی رام در چنگال بی رحم شهوتش بودم
لحظه ای با گرفتن شانه ام منتظر لحظه ای درد و شهوت شدم
آه
بین درد و شهوت
اه
بین شکایت و التماس
اه
بین این همه حس زنانه
در درونم پر از محبت کیرش بود
کمی صبر کمی عجله
بین وجود زنانه من و وجود مردانه پر غرورش
کیر حرفای زیادی داشت
من تشنه محبت او شدم و اواره شهوت من
هر چه بیشتر در درونم فرو میکرد بیشتر او را میخواستم
اه
اه
دیگر حقیقت بود
رویا نبود
اه
دلم می‌خواست
فدام میشد به قربانم میرفت
ولی کاش بین اه کشیدنم منم به قربان کیرش میرفتم
خود به خود بدنم وا میرفت
هر چه بیشتر مرا میکرد
ناله بیشتر میکردم
اه
اه
اه
علی بیشتر
علی جون محکمتر
همه کیرتو میخوام
اه
اه
تندتر
اه
منو مال خودت کن
اه
اه
امشب رو تموم نکن
علی جون
منم ترانه خوبت
منم ترانه تو
علی جونم
علی محکمتر
همه کیرتو میخوام
کاش تمومی نداشت
اه اه مثل همه لحظه های خوبی که زود تموم میشن
علی انگشتشو کرد دهنم
بیخود بی جهت تموم کونمو به کیرش فشار میدادم
انگار خود بخود داشت شب رویای تموم میشد
ضربان پشت ضربان
حس داغ یک لحظه
فشار بی امان وجود
در درون وجودم خالی میشد
دیگر نای حرف نبود
دیگر خسته عریان در درون هم
تمام در تمام هم.