داستان حشری زن صیغه ای

داستان حشری زن صیغه ای

داستان حشری زن صیغه ای
داستان حشری زن صیغه ای

سلام دوستان داستان ما بر میگرده به دوران خدمت سربازی که تو تهران گذشت و میتونستیم روز برگ باشیم بیرون خونه اجاره کنیم و قولنامه رسمی و اینا داشته باشیم پادگان اجازه میداد بجای رفتن به آسایشگاه و فضای چرت و پرتش بیرون خونه اجاره کنیم
خلاصه روزهای اول شروع خدمت تو یگان بود از پادگان نیرو هوایی (خیابون پیروزی) زدیم بیرون به قصد رفتن به خونه خونه هم اجاره کرده بودیم اما خب از قبلترش این برنامه تو ذهنم بود ما که 24 ماه رو هستیم خونه هم داریم چرا یه زن صیغه ای مناسب نداشته باشیم اما خب گیر آوردنش مشکل بود تا اینکه همون روز یه خانومی با یه پراید پنچر کرده کنار خیابون بود خب کمکش کردم قیافه خانومه هم عادی بود حدود 40 سال قد متوسط تیپ عادی خلاصه ماجرا اینکه چجوری بیشتر آشنا شدیم با این خانوم و پیشنهاد صیغه رو بهش دادیم طولانیه اما خب اتفاقی شرایط سهیلا خانوم مناسب بود بیوه بود خونه مادرش زندگی میکرد اما خب اولا عدم موافقتش سر این بود که من 27 سالم بود تفاوت سنی داشتیم (علت 27 سال و خدمت گرفتن کارشناسی ارشد بود) بهرحال من متقاعدش کردم که به نفع هردومونه و بود البته هم آشپزی رو انجام میداد هم کُس میداد بهم دیگه 2 سال مشقت سربازی خوش میگذشت ازون ورم به اسم قانونی بود (صیغه که کلاه شرعیه)ولی خب اولین باری که سکس کردیم با سهیلا خیلی قشنگ بود سهیلا یجرایی سختش بود لخت شه واسه یه پسری که حدود 13 سال سنش کمتره از خودش منم میدونستم سهیلا با 40 سال سن و 10 سال بیوه بودن خیلی تو کفه خلاصه سنتی یه دونه تشک خوب پهن کردیم شروع کردم به مالوندن سهیلا واسه اینکه هم عادی شه براش هم کم کم تحریک شه لمس بدنش مالوندن سینه هاش یه اثرات خوبی روش داشت فیلش یاد هندوستان کرده بود اما کافی نبود شروع کردم به خوردن لباش لب گردن گوش حسابی میخورمو میلیسیدمش همزمانم کُسشو میمالوندم سهیلا داغ شده بود کم کم شروع کردم به لخت کردنش و خوردن سینه هاش سهیلا قیافش عادی بود ولی پوست سفید قشنگی داشت اندامش رو فرم بود سینه هاشو حسابی فشارررر میدادمو میخوردم نوک سینشو میک میزدم واقعا دیونه میشد لیس و خوردن رو از سینه هاش کشیدم رو کُسش لبه های کُسشو با زبونم اینور اونور میکردم چوچولشو لیس میزدم سهیلا کاملا داغ شده بود و آماده کُس دادن بود همه عقده بیوه بودنش سرباز کرده بود اما خب سعی میکردم بیشتر تحریک شه کیرمو میمالوندم رو کُسش فشار میدادم رو چوچولش کَله کیرمو میکشیدم دوروبر سوراخ کُسش اما خب توو نمیکردم که حسابی له له بزنه سینه هاشو میخوردم جوری که سهیلا خانوم هلاک کیر شه و و هلاک کُس دادن سهیلا کاملا ازون حال و هوای زن خانوم و نجیب و سربزیر دراومده بود حسابی کیر میخواست کُسش هم خیس شده بوده آروم کیرمو هل دادم تو کُسش بد نبود نسبت به سنش کُس خوبی بود اما خب بعد سالها برا سهیلا حس کردن کیر داغ تو کُسش بی نظیر بود آروم آروم جلو عقب میکردم تو کُس سهیلا که براش عادی شه و تحریک شه که همینجوورم شد و تلمبه شدید میخواست که حسابی شروع کردم به کمر زدن و همزمان خوردن سینه هاش سهیلا خیلیییی خوب تحریک شده بود منم حسابی داشتم میگاییدمش باز ریتم کمر زدنو آروم میکردم با دست چوچولشو میمالوندم که سهیلا زود ارضا نشه و هی حس ارضا شدن رو تجربه کنه اما ارضا نشه حسابی دیونه شده بود باز ریتم تلمبه زدنو شدید کردم برا سهیلا هم بعد 10 سال اونجوری دریافت کیر عالی بود و ارضا شد منم بعد مالوندن و تلمبه زدن آبم اومد و ریختم تو کُس سهیلا که بعد سالها بدن خشکش آبیاری شه و این شروع گاییده شدنهای سهیلا بود حس قشنگی بود کردن زنی مسن تر و اونجوری نجیب .. پی نوشت: اسم ها مستعار بود — داستان نویس حرفه ای که نیستم -طولانی شدن داستان روده درازی بود مختصر بهتره- هرکی هم فوش داد پیشاپیش برا خودش.