داستان لزبین سپیده با دوستش

داستان لزبین سپیده با دوستش

داستان لزبین سپیده با دوستش (1)
داستان لزبین سپیده با دوستش

دوباره خودمم سپیده 19 سالمه ….. این بار میخوام خاطره لز با دوستم رو براتون تعریف کنم ….. همونطور که میدونید من خیلی حشری ام و عاشق سکس و همجنس بازی …. حدود یک سال پیش بود که تو دبیرستان با یه دختری آشنا شدم یه دختر خیلی سفید بلودند … اسمش آنیتا است و با این که خیلی خوشگله و میتونه دل هر پسری رو ببره عاشق همجنس بازیه !! عوایل دوستی ما خیلی ساده بودش و وکم کم گرم تر میشد که یه روز گفت بیا بریم خونه ما که با هم فیزیک کار کنیم … منم چون فیزیکم ضعیفه قبول کردم و رفتیم خونشون .. پدرش شب از سر کار برمیگشت ولی مادرش خونه بود .. بعد از آشنا شدن با مادرش رفتیم تو اتاق و مشغول درس خوندن شدیم …. بعد از گذشت حدودا یک ساعت مادر آنیتا اومد تو اتاق و گفت که باید بره برای ترمیم ناخن هایش که تازه کاشته بود …. ما هم گفتیم باشه و تا برگرده درس میخونیم …. رفتش و بعد یه ربع آنیتا گفت که خیلی عرق کرده و میخواد که دوش بگیره !!

داستان لزبین سپیده با دوستش (2)
داستان لزبین سپیده با دوستش

رفتش حمام و منم مشغول درس خوندن بودم که چشمم به لپ تاپش افتاد و حس فضولیم گل کرد …. رفتم پای لپ تاپ و از شانس خوبم هیچ رمز و پسووردی نداشت …. تا روشن شد چشم به فیلم های پورنش افتاد …. خیلی تعجب کردم چون فکر کنم کل هارد لپ تاپ فقط فیلم پورن بود و بیشترش هم لز بودن …. یدونه رو شانسی انتخاب و تماشا کردم …. صدای باند ها تا آخر زیاد بود منم که نمیدونستم چطوری کمش کنم صدای آه آه زنه تو کل خونه پیچید از خجالت داشتم آب میشدم و تنها کاری هم که میتونستم بکنم خاموش کردن لپ تاپ بود … بعدش هم دوباره مشغول درس خوندن شدم ….. آنیتا صدای آه آه فیلمو شنیده بود …. اومدش بیرون و از من پرسید که صدای چی بود ؟؟ منم گفتم نمیدونم و فکر کنم از باند های لپ تاپت بود ! با حوله رفت سراغ لپ تاپ و روشنش کرد …. منم از موقعیت استفاده کردم و از پشت سر غافلگیرش کردم …. دستم مثل مار خزید روی گردنش … تعجب کردو گفت : معلومه چی کار داری میکنی ؟؟

منم بهش اهمیت ندادم و کارم رو انجام دادم ::: آروم دستم رو بردم روسینه هاش و اونم خیلی حشری بود و مقاومتی نمیکرد …. سینه هاشو میمالیدم و اونم آه آه میکرد حوله اش رو گرفتم و پرت کردم اونور … همونطور که گفتم یه بدن سفید خیلی خوب داشت و کس تپل خوشگل …. شروع کردم به لیسیدن سینه هاش و لب گرفتن ….. آروم آروم رفتم پایین و رسیدم به کس خوشگلش ….. لیس میزدم و دوتا انگشتم رو فرو میکردم تو کسش …. خیلی حال میکرد ولی خیلی هم وول میخورد … خیلی حشری شده بود …. من کس اونو میخوردم اون هم سینه های منو میمالید .. دست های خیلی نرمی داشت …. بعد از چند دقیقه به حالت 69 شدیم ….. من دراز کشیدم و اونم نشست روی من و کسشو کرد سمت صورتم …. خیلی خوشگل بود آدم میخواست یه جوری بخورتش که تموم شه …. لیس میزدمو انگشت میکردم ….. نزدیکای ارضا شدنش بود که خیلی جیغ جیغ میکرد و گفت دست نگه دار …. رفت و از کشو یه دیلدو در آورد …. اولین بارم بود دیلدو از نزدیک میدیدم …. گفتش حالا توبت منه … رفت سراغ کسم و یهو همه ی دیلدو رو فرو کرد تو ….. من از درد یه داد خیلی بلند زدم ….. لیس میزدو دیلدو رو تا ته فشار میداد تو ….

داستان لزبین سپیده با دوستش (3)
داستان لزبین سپیده با دوستش

تا حالا انقدر حال نکرده بودم … از شدت حال کردن نزدیک بود گریه ام بگیره که ارضا شدم …. بدنم شل شد و افتادم …. داشت بازم ادامه میداد که خواهش کردم تمومش کنه …… دیلدو رو ازش گرفتم و بلایی که سرم آورد رو روی خودش انجام دادم …. تا ته فرو کردم تو کسش و در عین حال لیسم میزدم و کونشم انگشت میکردم ….. انقدر سرمت دستم و دیلدو رو سریع کردم که خیلی داشت حال میکرد …. لرزید و ارضا شد …. بعدش آروم آروم رفتم سراغ لباش …. لبای قرمز و بزرگ که هر چقدر هم میخوردیش تموم نمیشد … خیلی حرفه ای ازش لب گرفتم … بعدش گفت بیا بریم یه دوش بگیریم …. منم قبول کردم و رفتیم تو حمام ..

اونجا هم دست بردار نبود و دیلدو رو با خودش آورده بود …. ایندفعه رفت سراغ کونم … دید که نمیره تو و شامپو رو آورد دیلدو رو انقدر شامپو زد که فکر کنم شامپو تموم شد ..
شروع کرد فرو کردن ….. انقدر آه و ناله کردم که خیلی حشری شد و شروع کرد لیس زدن سوراخ کونم ….. با لیس زدناش برای بار دوم ارضا شدم ….. از حموم اومدیم بیرون و لباسامون رو پوشیدیم که صدای در اومد …. مادرش رسید خونه و دید که ما سرمون خیسه … پرسید چرا خیس شدید …. ما هم جفتمون زدیم زیر خنده و گفتیم با هم آب بازی کردیم …. اونم یه نیش خند زد و رفت …. منم اون روز رفتم خونه و از شدت خستگی بعد از لز ….. نزدیک 4 ساعت خوابیدم ….. بعد از این ماجرا فقط با آنیتا لز میکردم و عاشق سینه هاش شده بودم و هر وقت هم دیگرو میدیدیم یه لز حسابی میکردیم ….. امیدوارم خوشتون اومده باشه ….