داستان کوس ملوس من

داستان کوس ملوس من

داستان کوس ملوس من (1)
داستان کوس ملوس من

سلام میخام یکی از داستان های سکسی خودمو براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد. من صحرا هستم 17 سالمه.از اندامم بگم،قدم زیادی بلند نیست 162هستم وزنمم 54پوستم سفیده و برخلاف سنم سینه های بزرگ سایز80 دارم تو یه نگاه هرکسیو جذب میکنن.یه کون گرد و خوش فرم دارم که تنگ تنگه و به هیچکس اجازه نمیدم بهش دس بزنه…
اواخر امتحانات خردادم بود که همسایه جدیدی به واحد 6 ساختمون ما اثاث کشی کردن…ازاونجایی که درگیر درسم بود انتن های امار گیری مو خاموش کردمو دنبال فضولی نرفتم.عروسی پسر عموم بود و خانوادم بخاطر داشتن امتحان منو با خودشون نبردن و منم مجبوری موندم توی خونه.از ظهر مادرم و خاهرم رفتن ارایشگاه و من تنهای تنهابودم.برای اینکه منم دلم شاد بشه و حرصم نگیره رفتم حمام تا یه حالی به خودم بدم.کل بدنموتراشیدم و پوستمو سفید سفید کردم.خیلی وقت بود درگیر درس بودم و کس نداده بودم و حسابی تو کف بودم . با دیدن بدنم توی اینه اتاقم خودم شهوتی شدم از این اندام جیگر.حوله رو انداختم یه گوشه و شروع کردم به مالیدن کسم.انگشتمو میکردم توی دهنم و میکشیدم روی خط کسم.
چوچولم رو میمالیدم و خب لذت اینکه یه مرد کست رو بلیسه رو نداشت…هرکاری کردم ارضا نشدم به ناچار لباس هامو پوشیدم و برای اینکه ذهنمو منحرف کنم شروع کردم به ارایش کردن.اما خیال یه کیر که کسمو جر بده از سرم بیرون نمیرفت.نشستم روی تخت و از توی لپ تاپ یه فیلم پلی کردم که فقط کس خوردن بود.جووووون اب کسم راه افتاد کم کم…چشام خمار خماربودداشتم از شهوت کیر میمردم.درحال مالیدن کسم بودم که زنگ خونه به صدا در اومد.اهمیتی ندادم وبه کار خودم ادامه دادم که دوباره صداش پیچید.
فیلم رو پاز کردم و شلوارکم رو پام کردم ببینم کیه مزاحم خودارضایی من شده.از چشمی روی در نکاه کردم…اوووه یک پسر خوشگل پشت در بود.اینوتاحالا توی ساختمون ندیده بودم.ارایش که داشتم و لباسم هم که لختی بود.موهای خیسمو روی شونه ها انداختم رفتم عقب تر و بلند داد زدم اوووومدم.که انگاردستم بند بوده.
بعد چند ثانیه رفتم دروباز کردم و اخم گفتم بله…
پسره ه بادیدن من چندلحظه تو شوک بود ازبالا تا پایین بدنمو نگاه کرد…جوووون منم همینو میخاستم اینکه بدنم اونو جذب کنه.حتما همسایه جدیدمون بود دیگه. -بفرمایید؟ نیشش باز شد و با لبخند گفت: -سلام من امیر.ح هستم همسایه جدیدتون واحد 6.من کلید قفل پشت بوم رو میخاستم گفتن مدیریت ساختمون ظاهرا پدر شما هستن. -بله درسته ولی بابا خونه نیستن منم نمیدونم کلید کجاست.

داستان کوس ملوس من (2)
داستان کوس ملوس من

میخاستم درو ببندم که با دستش مانع شد و گفت: -ببخشید شما بلدی ابگرمکن های اینججا چطور روشن میشن؟من تنهام و هرکاری میکنم نمیتونم. اوف موفق شدم.یه نگاهی به هیکلش انداختم.همه عضله بود.یه تی شرت جذب تنش بودکه تمام عضلاتش رو نشون میداد.قد بلند و پوست سبزه.اوه خدا خابیدن زیر این پسر خیلی لذت بخشه حتی اگه کیرش کلفت نباشه.منم که دیر ارضام میتونستم حسابی کسمو بکنم تو دهنش تا بخوره.
لبخندی زدمو گفتم خب منم تنهام میترسم در خونه بسته بشه و کلید ندارم که.
مممم خب یکاریش میکنم میام براتون روشن میکنم.لبخند مرموزی زد و گفت منتظرتون هستم.درو بستم.ازخوشحالی خر کیف بودم و چون عروسی تو ی باغ خارج شهر بود مطمعن بودم که خانواده تا 1یا2 شب نمیان.الانم که ساعت 7 بود میتونستم حسابی بهش بدم و کمرمو خالی کنم.جلوی اینه نگاهی به خودم انداختم.جوووون صحرا چه حالی بکنی امشب.یه شرت و سوتین توری سفید ست پوشیدم که سینه های بزرگمو خوشگل تر نشون بدن.به کسم یه ادکلن با بوی گرم زدم و لای خط سینه هام کرم خوشبو کننده مالیدم.همون شلوارک و تی شرتم رو تنم کردم و با یه چادر نازک توری که بدنم از زیرش دیده بشه.کلید خونه رو داشتم.درو بستم و کلید رو گذاشتم روی در و اروم از پله ها رفتم پایین.در خونشون یکمی باز بود.تقه ای به در زدم که صدای کلفت و مردانه اش پیچید بیا تو. داخل که رفتم نور خونه خیلی کم بود . امیر روی یه کاناپه نشسته بود و سیگار میکشید.لبخندی زد و من گفتم:
خب درست کنم ابگرم کن رو.
اوهوم بیا
دوتایی رفتیم توی اشپزخونه.یه صندلی کوچیک گذاشتم زیر پام و لبه کابینت نشستم تا ابگرمکن رو روشن کنم.بوی عطر سردش کامل توی دماغم بود.نفسای عمیق میکشیدم و نفسم یکم تنگ شده بود.
امیرم تکیه داد به کابینت و همون طور که سیگار میکشید پرسید
چند سالته؟
17
جدی؟
اصلن به هیکلت و صورتت نمیخوره فکر کردم بیشتری.چادرتو بده راحت باش.
چادرمو در اوردم و گذاشت روی اپن و دوباره پرسید.
اسمت چیه؟
صحرا
به به
اومد در فاصله دو قدمی من ایستاد
چه عطر خوشبویی زدی
اوهوم میدونم
میشه به منم یاد بدی؟
یکمی خودمو کج کردم تا بتونه شمعک رو ببینه تو ضیح میدادم و یک دفعه که برگشتم دیدم زل زده به سینه هام…چشماش وحشی شده بود اروم با یه صدای لرزون پرسید
تا کی تنهایی؟
حالا حالا ها هستم
اینو که گفتم وحشی چسبید به لبام و شروع کردن به خوردن میخاست بغلم کنه و بلندم کنه که مانع شدم اومدم پایین.دستمو گرفت و بردم توی اتاق…خونشون رو هنوز کامل نچیده بودن ولی توی اتاق تخت بود.
پرتم کردم روی تخت و خودش افتاد روم سینه هامو با دستاش گرفت و اروم زمزمه کرد کوچولوی سکسی.وبعدش هم به خوردن لبام ادامه داد.وحشی لبامو میخورد زبونمو میک میزد و گاز های کوچولو از لبام میگرفت…
خیلی وحشی بود…هرچی بگم کم گفتم گوشمو میلیسید و باز گردنمو میخورد دوباره لبامو میک میزد و باز گردنمو میخورد.

داستان کوس ملوس من (3)
داستان کوس ملوس من

پاهامو باز کرد وکمرشو گذاشت لای پام منم پاهامو دورش حلقه کردم و موهاشو گرفتم…نفسام تند شده بودن.منم کم وحشی نبودم موهاشو محکم میکشیدم و سرشو میاوردم بالا و بعد چونشو میخوردم و میک میزدم.یکمی ته ریش داشت اما بازم خوب بود.
تی شرتمو در اورد و با دیدن سینه هام توی اون سوتین سفید که یکم نوک سینه ها برجسته بود و از زیرش دیده میشد یه اه محکم کشید و سوتین رو داد بالا و شروع کرد به خوردن سینه هام انقدر خوب میخورد که اب کسم راه افتاده بود نوک سینه هامو گاز میگرفت و محکم میک میزد جوری که انگار میخاست عصاره وجودمو بگیره منم از خود بیخود شده بودم و اه و ناله هام کل فضای اتاق رو گرفته بوداومد بالا تر و کیرشو گذاشت روی کسم و محکم میمالید به کسم.کیرش یکم سفت شده بود وقتی دید از روی شلوار حال نمیکنه شلوار و شرت منو باهم در اورد و خودشم لخت شد و دوباره کیرشو مالید به کسم.اب سم کیرشو یکم خیس کرد که موهامو گرفت و سرمو کشید عقب و کنار گوشم زمزمه میکرد.جوووون کوچولو تو چقد سکسی.تو چقدر عالی هستی.میکنمت.هرروز بیا بکنمت.بیا اون سینه های خوشگلتو بخورم.دیگه ماله من شدی فهمیدی؟ و بعد دستشو برد روی کسم و شروع کرد به مالیدن و همونطور کنار گوشم حرف میزد… تو اوج شهوت و لذت بودم.حسابی حال میکردم.بازو های عضله ایش رو گرفته بودم و فشار میدادم.هیکلش عالی بود.
انقدر خوب میمالید که بدنم یهو یخ ولرزیدم و ارضا شدم با ارضا شدن من انگاری که امیر خودش خیلی حال کرد سرشو فرو کرد توی گردنم و محکم میگفت جوووووون کس کوچولو
یکمی که از ارضا شدنم گذشت چرخیدم روش.حالا نوبت من بود.شروع کردم از زیر گردن لیسیدن بدن خوش فرمش نوک سینه هاشو زبون میکشیدم.صدای ناله های ارومش توی گوشم بود.اومدم لای پاش و کیرشو گرفتم.نه کیر خوبی داشت.نه خیلی کلفت بود نه کوتاه.بلند بود که همین خودش خیلی خوبه حتی اگه کلفت نباشه.اروم زبونمو کشیدم سر کیرش که یه اخخخخخخ گفت که شهوت دوباره توی تنم پیچید. لبمو گذاشم و سرشو اروم میبوسیدم.از پایین تا بالا هی زبونمو میکشیدم روش.خایه هاشو لیس میزدم.لبامو سفت میکردم و سرشو فشار میدادم.کیرشو میمالیدم دور لبم..زبونمو میکردم توی سوراخش و اب عشقش رو میخوردم…هرکاری کردم اما نبردمش توی دهنم که خودش یدفه باز وحشی شد.ایستاد و منو نشوند لبه تخت و گفت لعنتی بخورش دیگه….
و سرمو گرفت و کیرشو تا ته زد توی حلقم.حالم بد شد و اوق زدم که خوشش اومد و دوباره کیرشو کرد تو دهنم.سرمو گرفت و همونطور ایستاده تلمبه میزد توی دهنم.بعد دوباره منو خابوند و امود وسط پام و شروع کرد به خوردن کسم.عالی میخورد.زبونشو پهن کرده بود و از پایین تا بالا میکشید روی کسم.چوچولمو میخورد میک میزد ویه انگشتش رو کرده بود توی کسم و عقب جلو میکرد.وااااای
اااااههههه خدا این حس خیلی محشره.پاهامو میبستم اما بزور پاهامو باز میکرد و با ولع کسمو میخورد.سرشو گرفته بودم و حسابی اه و ناله میکردم….
آه امیرم بخور.کسمو بخووووور
جووووون تو محشری چه زبون داغی…
تا من شروع کردم به حرف زدن امیر حشری تر شد ووحشیانه تر میخوردفهمیدم که روی حرف زدن حساسه.
دوباره بدنم شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدم اما اب کسم نمیومد لعنتی.همونطور که من بی حال از ارضا شدن بودم امیر اومد روم و کنار گوشم گفت
چیه بی حال شدی؟هووووم؟من تازه میخام بکنمت.
. بعد سرکیرشو گذاشت روی کسم…من حسابی حال میکردم اما بدنم شل شل شده بود.یدفعه چنان کیرشو تا ته فرو کرد تو کسم که برق از نیروگاهم پرید و چنان گفتم اههههههه که امیر موهامو کشید و گفت جوووون
و شروع کرد به تلمبه زدن و باهام حرف میزد هر تلمبه ای که محکم میزد میگفت
میدونستی تومال منی؟اره؟اون کس کوچولو و نرمت ماله منه.فقط من.خودم جرت میدم من شل و خمار میگفتم جرم بده امیر.کسمو بکن
اونم هی سرعتش رو بیشتر میکرد
اه عالیه امیر بزن
بزن بزن بزن
محکم بزن توی کسم
میخام ابتو بیاری برام
منو بکن پسر محکم تر بکن
اونم هی میگفت جوووون وبا تمام زورش کسمو میکرد.
یدفعه صدای ناله هاش بلند تر شد و کیرشو در اورد وگذاشت لای پام پایین تر از کسم و گفت رون هاتو نزدیک کن و تا نزدیک کردم پاهاش لرزید و ابش ریخت لای پام…
بدون اینکه تمیزم کنه منو برگردوند و گفت قمبل کن و دوباره از پشت گذاشت توی کسم…. ایندفعه هم اونقد رمحکم زد مه ابش اومد و خالی خالی شد
ولی من ابم نیومده بوددوباره شروع کرد به خوردن کم و ایندفعه دوتا انگشتش تو کسم بود و ته کسم رو میمالید با انگشتش که اینبار اب کسم با یه لرزش پاشید توی دهنش و رو لباش و اونم همشو خورد و بعد ریخت روی کسم و یکم کسمو با اب خودم مالید و منو گرفت توی بغلش و کلی بوسیدم و ازم تعریف کرد…..