کوس من هوس کیر کرد

کوس من هوس کیر کرد

کوس من هوس کیر کرد (1)
کوس من هوس کیر کرد

این اواخر، رابطه جنسی من و شوهرم خیلی افتضاح شده بود. دیگه نه تحریک میشدم و نه ارضا؛ حالم خیلی بد بود. مثل همیشه رفتم سراغ شیرین، دوستی که طی بیست سال رفاقت، نزدیک ترین کسی بود که میتونستم باهاش درد دل کنم. یه شب که میلاد ماموریت بود به شیرین زنگ زدم که بیاد باهم یه گپی بزنیم. براش تعریف کردم که دیگه هیچ کششی به میلاد ندارم. بعدش زدم زیر گریه. چند تا پیک مشروب زدیم و شیرین منو بغل کرد. یهو ناخودآگاه لباشو بوسیدم. شیرین کله شو برد عقب: “نیلو!!” عذرخواهی کردم ولی از شیرین بعید بود که تجربه شو نداشته باشه. شیرین یه زن 30 ساله مجرد بود که من هرچی تو سکس بلد بودم رو از اون یاد گرفته بودم. گفتم: “شیرین! دلم میخواد بغلم کنی.” شیرین آروم گردنمو بوسید و با یه لحنی که انگار توش ترحم بود گفت: “اینجوری حس خوبی داری؟” گفتم: “خیلی….” آروم منو برد اتاق خواب و لبامو بوسید. خیس خیس شده بودم. بعد مدتها تحریک شده بودم! اونقدر مست بودم که جلوی شیرین دستمو کردم تو شورتم و شروع کردم به مالیدن کسم. شیرین دستمو گرفت گفت: “بخوابی حالت بهتر میشه.” بعد کنار تختم نشست و یه کم منو ناز کرد و خوابم برد…

کوس من هوس کیر کرد (2)
کوس من هوس کیر کرد

صبح که بیدار شدم حالم خیلی بد بود. یادم بود که دیشب چه گندی زدم و از طرفی ام خیلی تحریک شده بودم. به شیرین زنگ زدم، میخواستم عذرخواهی کنم. جواب تلفنم رو نداد. حقم داشت. منم بودم جواب نمی دادم. تازه یادم اومد که طفلی خیلی ام باهام راه اومده بود. از سر عادت و ناچاری به میلاد زنگ زدم. گفت که شب برمیگرده. بعد از مدت ها به شدت تحریک شده بودم ولی حالا میلاد نبود تا سکس کنیم. دلم سکس میخواست. شیرین چند ساعت بعد بهم زنگ زد. گفت عصری بهم سر میزنه.
تا از در اومد تو شروع کردم به عذرخواهی کردن که شیرین گفت: “نه مساله ای نیست. راستش من چون حالت عادی نداشتی و دوست قدیمی هستی یه کم مشکل دارم با این قضیه.” بهش گفتم: “یعنی اگر ازت بخوام باهام سکس میکنی؟” شیرین یه مکثی کرد گفت: “میلاد کی برمیگرده؟” گفتم: “امشب پرواز داره.” شیرین گفت: “بیا بجنبیم.” بعد اومد کنارم نشست. خودمو جمع کردم؛ پررویی دیشبو نداشتم. شیرین برام مشروب ریخت. یه پیک زدم ولی هنوز یخم آب نشده بود. شیرین لباسشو درآورد و شروع کرد درآوردن لباسای من. وسطاش مدام می خندیدم، از خجالت یا هرچی که بود.

کوس من هوس کیر کرد (3)
کوس من هوس کیر کرد

یهو زبون انداخت رو نوک سینه ام. با یه دستشم اون یکی سینه مو می مالید. دوباره حسابی تحریک شده بودم. گفتم: “لامصب یه خیار از آشپزخونه بیار دارم دیوونه میشم.” گفت: “حالا وایسا کارت دارم.” همینطور که سینه مو میخورد، یه انگشت انداخت تو کسم. داشتم دیوونه میشدم. دو تا انگشتش کرد، تند و تند تلمبه میزد تا میومدم به ارضا شدن نزدیک شم میکشید بیرون. داشتم خل میشدم. دستمو گرفت رفتیم اتاق روی تخت. گفت برو سگی. سگی خوابیدم رو تخت. شروع کرد لیسیدن سوراخ کونم. بعد انگشتشو خیس کرد یهو فرو کرد تو کونم. درد داشت ولی از جلو عجیب خیس شده بودم. بعد منو برگردوند. به پشت خوابیدم. دستمو گرفت انگشتمو کرد تو کس داغ و تنگ و خیسش. گفت: “خیار داری پس.” یهو رفت یه خیار از آشپزخونه آورد. بعد خودش خوابید. گفت: “بیا اینو بذار تو کسم و سینه مو بمال.” خودم داشتم از شدت تحریک میمردم. یه نگاه بهم کرد گفت: “نوبت تو هم میشه.” خیارو کردم تو کسش و اونقدر تلمبه زدم که حس کردم اومد. منو بغل کرد خیارو ازم گرفت. گفت: “سکسی ترین لباسی که داری چیه؟ بپوش واسم”

کوس من هوس کیر کرد (4)
کوس من هوس کیر کرد

پاشدم یه لباس خواب قرمز مشکی پوشیدم گفتم: “چطوره؟” گفت: “عالیه.” بعد پاشد و شروع کرد به پوشیدن لباساش. گفتم: “چیکار میکنی؟” گفت: “دارم ازدواجتو نجات میدم خر!” گفتم: “تو با من سکس داشتی چرا چرت میگی؟” گفت: “زده بالا، چند ساعت دیگه میلاد میرسه. من کار دارم باید برم.” وقتی رفت اونقدر بی تاب بودم که به میلاد زنگ زدم. فرودگاه بود. گفتم: “میلاد توروخدا زود بیا.” گفت: “چیزی شده؟” طفلی حسابی نگران شده بود. گفتم: “نه دلم میخواد یه کم شیطونی کنیم.” میلاد متعجب شده بود حرف خاصی نزد. گفت: “باشه من از فرودگاه مستقیم میام خونه.”

***

چند ساعت بعد بود که میلاد رسید خونه. تا رسید گفتم: “خسته سفری یا میخوای سکس کنیم؟” میلاد هنوز باورش نمیشد که دلم سکس میخواد. گفت: “چیزی زدی مهناز؟” دستشو گرفتم گذاشتم رو کسم گفتم: “نچ!” میلاد کیف و چمدونشو همونجا گذاشت و رفتیم اتاق. خیاره همونجا بود. گفت: “با این چیکار میکردی دختر؟” شهوت رو تو چشاش میدیدم و حس خوبی بهم میداد. مثل قدیما حشری شده بودیم. شلوارشو کشید پایین کیرشو کرد تو دهنم. گفت:” ساک بزن ببینم. هوس کیر کردی؟ الان یه جوری بکنمت تا دو روز نتونی راه بری.”

کوس من هوس کیر کرد (5)
کوس من هوس کیر کرد

سرمو جوری فشار میداد که نمیتونستم درست نفس بکشم. بعد منو هل داد رو تخت و لنگامو داد هوا و کیرشو محکم کرد تو کسم. بعد ساعت ها یه حس آرامش و لذت عجیبی داشتم. از ته دلم گفتم: “جااااااااان!” گفت: “این بهتره یا خیار؟” سرمو آوردم بالا که ببوسمش موهامو از عقب کشید نذاشت ببوسمش. گفت: “حالا میدم همه آبمو بخوری. صب کن.” جوری تلمبه میزد که دلم میخواست جیغ بزنم. موهامو با دستاش میکشید و تلمبه میزد. عالی بود! یهو کیرشو کشید بیرون و گفت: “وا کن دهنتو!” و بعد کیرشو فرو کرد تو دهنم و همه آبشو به خوردم داد. یه ناله بلندی موقع اومدن کرد و کنارم دراز کشید. میلاد خیلی خوشحال شد که بعد از مدتها من پایه سکس شده بودم. منم واقعاً احساس میکردم ازدواجمو نجات دادم.